مشاهده / بستن موضوعات

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران

2261 بازدید

چكيده

تحقيق حاضر، به بررسي رابطه بين هوش هيجاني و خلاقيت در بين دانش آموزان دبيرستانهاي نظري منطقه 11 تهران مي پردازد. چون هدف بررسي ارتباط بين دو مفهوم و اصطلاح مهم در روانشناسي يعني خلاقيت و هوش هيجاني است، يك تحقيق بنيادي محسوب مي گردد. اما از طرفي از آن جا كه مي تواند به عنوان راهنما در بخشي از مسائل تربيتي براي معلمان و مربيان و دست‌اندركاران تعليم و تربيت باشد، كاربردي نيز به شمار مي رود.

در اين تحقيق از روش نمونه گيري تصادفي استفاده شده است و جنسيت ، پايه تحصيلي و رشته تحصيلي در بين دانش آموزان متوسطه نظري منطقه 11 تهران لحاظ گرديده است. براي اجراي آزمون از آزمون هوش هيجاني بار.آن (Bar-on) و آزمون خلاقيت عابدي استفاده شده است. که توسط دانش آموزان ، پرسشنامه های این دو آزمون تکمیل گردیده است تعداد آزمودنی ها 350 نفر میباشد که با استفاده از pilotوسپس قرار دادن بالاترین انحراف معیار ومیانگین درفرمول تعیین  حجم نمونه به دست آمده است .

بعد از تجزيه و تحليل اطلاعات كه با استفاده از آمار توصيفي (ميانگين- فراواني و  انحراف معیارو...) و آزمون T و آزمون همبستگی پیرسون در آمار استنباطي صورت گرفته، نتيجه حاصل اين بوده است كه بين هوش هيجاني و خلاقيت در بين دانش آموزان دبيرستانهاي نظري منطقه 11 تهران در سال تحصيلي 85-84 رابطه معنادار وجود داشته است.

بین میانگین هوش هیجانی دختران وپسران تفاوت معنا داری وجود دارد ودختران نسبت به پسران از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند .

بین میانگین خلاقیت دختران وپسران تفاوت معنا داری وجود ندارد

بین میانگین هوش هیجانی در دوگروه دانش آموزان علوم انسانی با علوم تجربی وریاضی تفاوت وجود دارد و دانش آموزان علوم تجربی وریاضی نسبت به رشته انسانی از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند .

بین میانگین خلاقیت دوگروه دانش آموزان علوم انسانی با تجربی وریاضی تفاوت معناداری وجود دارد ودانش آموزان رشته ریاضی وتجربی نسبت به علوم انسانی از خلاقیت بالاتری برخوردار است .

بین میانگین هوش هیجانی وخلاقیت دانش آموزان پایه اول با دوم وسوم تفاوت معنا داری وجود ندارد .

 130صفحه فایل ورد (Word) فونت 14منابع و جامعه آماری دارد+مقاله قیمت 21000 تومان

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید 

انجام کلیه کارهای تحقیقاتی و پایان نامه در کوتاهترین زمان با موضوعات خاص شما. منتظر تماس شما هستیم

از ساعت 11 الی 19 روزهای کاری  02166479693

 

بیا ن مسأ له

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود . به نظر مایر وسا لووی[1] (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیرد.همچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند .چنین برداشتی از هوش هیجانی این سوال را پیش می آورد که آیا هوش هیجانی با خلاقیت که یکی از انواع تفکر بوده و رفتاری است که از فرد سر می زند دارای همبستگی است یا خیر ؟

همچنین مساله دیگر آن ا ست که بسیاری از نظریه پردازان هوش هیجانی نظریه های خود را با ارزشیابی که از بزرگسالان به عمل آورده اند عملیاتی کرده اند و از ابزارهایی در این خصوص از آنها بهره گیری شده است مقیاس چند عاملی هوش هیجانی مایر و همکاران،(2000) مقیاس درک عاطفی بارنت[2] (1996) آزمون EQMAPکوپروساواف[3] (1997) و مقیاس هوش هیجانی شوتی[4]  و دیگران (1998) بوده است . با این همه بیشتر ابزا رها یی که برای بر آورد هوش هیجانی با جنبه های مختلف آ ن ساخته ا ست عمومأ برای گروه سنی بزرگسالان و گاهی برای کودکان مورد استفاده قرار می گیرد (سالیوان 1999)[5].

در میان ابزارهای که برای گروه جوانان قابل استفاده ا ست سیاهه ه...........ی همدلی همسازی با دیگرا ن و تأ ثیر آ ن بر عملکرد خلاقانه افراد مورد تأ یید   ا ست. چرنیس[7] (2000) و عاملی سازنده در حیات اجتماعی شخص تلقی می شود . لازاروی و فولکمن[8] (1984). در ایران در خصوص همبستگی و اثر گذاری هوش هیجانی و خلاقیت پژوهش چندانی انجام شده است . و با در نظر گرفتن اینکه هوش هیجانی زمینه ای برای ارتقا عملکرد خلاقانه است و نسل جوا ن برای سازندگی بیشتر نیازمندآن هستند کوشش زیادی صورت نگرفته است. ولذا پژوهش حاضر به دنبا ل پاسخگویی به ا ین سوا ل ا ست که آیا در بین دا نش آموزان دوره متوسطه همبستگی بین هوش هیجانی و خلاقیت آنان مشاهده        می شود یا نه ؟

 

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش

از آنجا که توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد لازم     ا ست دست اندرکاران نظام آموزشی توجه به پرورش و رشد و شکوفایی خلاقیت را در نظر دا شته باشند.

بایستی به معلمان خاطر نشان ساخت که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار آن،(1999)،لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگیهای شخصیتی آنها امری ضروری است.

 نلر[9] (1960) یک مانع بر سر راه خلاقیت را نحوه تفکر دانش آموزان درباره خودشان می داند که آنها ارزیابی های منفی از خود داشته ونیز عدم باور دا شتن خود می تواند خلاقیت را پایین بیاورد.

گلمن[10] (1995) معتقد است می توانیم با شناسایی پایه های هوش هیجانی و آموزش به افراد، توانایی درک خود، مقاومت و کنترل احسا سات خود را افزایش دهیم و در ابعاد مختلف رشد در بعد شناختی هیجانی اخلاقی و اجتماعی تغییرات زیادی ایجاد کنیم .

گمان بسیاری از محققان مانند گیلفورد و تورنس[11] (1985) این است که خلاقیت را باید مجموعه یکپارچه از عناصری مانند (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط ) دانست که در کنار هم صفتی وحدت یافته را به نام خلا..............مواره این سوال مطرح است که آیا خلاقیت یکی از عوامل هوش است.یا اینکه بین این دو استقلالی وجود دارد ؟ عده ای معتقدند بین این دو ارتباطی قوی وجود دارد و آنها شبیه بهم هستند و خلاقیت بدون هوش بی معنی ا ست .

عده ای دیگر معتقدند بین این دو ارتباطی وجود ندارد و آنها مستقل از هم عمل می کنند . در این دیدگاه اظهار می شود خلاقیت ترکیبی یکپارچه از عناصر مختلف سیالی ابتکار انعطاف پذیری و بسط ا ست. که بعدی خاص تحت عنوان خلاقیت را می سازند و این عناصر با هم در تعامل و ارتباط هستند.

این گمان نیز هست که اگر پیوستگی بین هوش و خلاقیت وجود دارد تا حد معینی از ارتباط است (سطح آستانه ای ) . و پس از این حد دو حوزه عملکردی مستقل خواهند داشت. علاوه بر اینها ادعا می شود لزومأ هر فرد باهوشی خلاق نیست و هر فرد خلاقی نیز کم هوش نیست . چنین مساله ای بر این عقیده استوار ا ست که خلاقیت ویژه افرادی خاص (با ضریب هوشی معین )ا ست. که تنها آنها قادرند قدرت آفرینندگی را دارا باشند و بعبارت ساده تر خلاقیت دارای توزیعی غیر نرمال است . گیلفورد[12] (1967) اعتقاد دارد ارتباط بین دو مفهوم در زیر سطح آستانه ای 120 بسیار قوی تر از سطوح بالای آ ستا نه ای است .

 نظریه آ ستانه ای در حقیقت به میزانی معین از هوش برای خلاقیت اشاره دارد. تورنس (1967) نیر این میزان را با حداقل ممکن بین 115 تا 120 فرض می کند . (دادستان 1372 ).

یکی از کارکردهای اصلی آموزش و پرورش این است که دانش آموزان را نسبت به شخصیت خودشان آگاه سازد. دانش آموزان باید از همان سالهای ابتدا یی مدرسه بی همتا بودن خود و دیگران را بطور عمیق و کامل احساس کنند. فرد برای رسیدن به خلاقیت و خود شکوفایی نیازمند اعتماد به خود است .شخص باید به ارزش فردی خود اطمینان دا.............رن (1370).

 از جنبه کاربردی اهمیت موضوع پژوهش را باید بطور عمده به نفع نظام آموزشی تفسیر کرد. اگرچه در سیستم آموزشی ما کمتر به شناسایی و پرورش خلاقیت توجه شده اما لازم است به شناخت دقیق فرایند های هوش هیجانی و خلاقیت پرداخته شود و عوامل موثر بر آنها بررسی گردد.نتیجه ای که از پژوهش حاضر حاصل خواهد شد این است که آیا بین هوش هیجانی و خلاقیت رابطه وجود دارد یا خیر ؟

 

 

اهداف پژوهش

هدف اصلي در اين تحقيق

بررسي رابطه بين هوش هيجاني و خلاقيت در بين دانش آموزان متوسطه نظري منطقه 11 تهران مي باشد.

اهداف فرعی

1- بررسي رابطه هوش هيجاني و خلاقیت در بين دانش آموزان دختر و پسر.

2- بررسي رابطه هوش هيجاني و خلاقیت.................آموزان دختر رشته هاي رياضي و تجربي وانساني .

3- بررسي رابطه هوش هيجاني و خلاقیت در بين دانش آموزان پسر رشته هاي رياضي و تجربي وانساني.

4- بررسي رابطه هوش هيجاني و خلاقیت در بين دانش آموزان دختر سال اول عمومي

5- بررسي رابطه هوش هيجاني و خلاقیت در بين دانش آموزان پسر سال اول عمومي.


فرضيه هاي تحقيق:

الف : فرضیه اصلی

بين هوش هيجاني و خلاقيت در دانش آموزان دوره متوسطه منطقه 11 تهران همبستگی وجود دارد .

ب : فرضیه های فرعی

1- بين ميانگين هوش هيجاني دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

2- بين ميانگين خلاقيت دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

3- بين ميانگين هوش هيجاني دانش آموزان علوم انساني با علوم رياضي و تجربي تفاوت وجود دارد.

4-      بين ميانگين خلاقيت دان.........ي با علوم رياضي و تجربي تفاوت وجود دارد.

5- بين ميانگين هوش هيجاني دانش آموزان پايه اول با پايه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.

6- بين ميانگين خلاقيت دانش آموزان پايه اول با پاي........... تفاوت وجود دارد.

 

 

 

 


متغیرها

اصطلاح متغیر[13] به خصوصیتی اشاره می کند که بوسیله آن اعضای یک گروه یا مجموعه از یکدیگر متمایز می شوند. اعضای گروه ممکن است افرادی باشند که از لحاظ جنسیت، سن، رنگ چشم، هوش، افت شنیداری، زمان واکنش به محرکها، نگرش نسبت به یک موضوع سیاسی و بسیاری از جنبه های دیگر با هم تفاوت دارند. چنین ویژگیهایی را می توان متغیر نامید (فرگوسن[14]، 1989)

متغیر مستقل: متغیری است که پژوهش گر می تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر هوش هیجانی به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است.

متغیر وابسته: متغیری که پژوهشگر نمی تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر خلاقیت بعنوان متغیر وابسته می باشد.

متغیر کنترل: متغیری که حضورش در پژوهش ملموس است و پژوهشگر آن را کنترل می کند در این پژوهش،  سن، پایه تحصیلی، جنسیت و رشته تحصیلی متغیر کنترل می باشند.

 

تعاريف نظری وعملیاتی

الف) تعاریف نظری

 هوش هيجاني[15]

ماير و سالوي هوش هيجاني را به عنوان مجموعه اي از توانايي هاي مرتبط به هم كه داراي چهار بُعد اساسي مي باشند، تعريف مي كنند كه اين ابعاد عبارتند از:

1- شناسايي و بيان عواطف

2-      استفاده صحيح از عواطف

3-      فهم و درك عواطف

4- مديريت و تنظيم عواطف (سياروجي و همكاران- 2000)

گلمن هوش هيجاني را مهارتي مي داند كه دارنده آن مي تواند از طريق خودآگاهي روحيات خود را كنترل كند، از طريق خودمديريتي آن را بهبود بخشد، از طريق همدلي تاثير آنها را درك كند و از طريق مديريت روابط به شيوه‌اي رفتار كند كه روحيه خود و ديگران را بالا ببرد. (مقصودي، 1383)

خلاقيت:

ازنظر تورنس[16] ( 1998) ، : خلاقيت عبارت است از فرآیند حل كردن مشكلات، مسائل، و اطلاعات، عناصر گم شده، چيزهاي ناجور، حدس زدن و فرضيه‌سازي درباره اين نواقص و ارزيابي و آزمودن...................نظرکردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتايج. (سيف 1379)

ابراهام مزلو[17] خلاقيت را چنين تعريف كرده است:

خلاقيت در ابتدا از روان ناهشيار سرچشمه مي گيرد. ايده هاي تازه (و يا نوآوريهاي واقعي) است كه با آن چه در حال حاضر وجود دارد،‌متفاوت است.

به عقيده برآن[18] (1989) مقدماتي ايجاد مي شود. در اين وسط معجزه اي رخ مي دهد و چيزي به اسم خلاقيت حاصل مي شود.

گيلفورد[19] (1971) خلاقيت را اين گونه تعريف مي كند:

تفكر واگرا در حل مسئله. به نظر او تفكر واگرا تفكري است كه در جهات مختلف سير مي كند.

مك[20] كينون( 1985) خلاقيت را حل مسئله به نحوي كه ماهيتي «بديع و نو داشته باشد» تعريف مي كند.

ويليامز[21]( 1985) ،  مي گويد: «خلاقيت مهارتي است كه مي تواند اطلاعات پراكنده را به هم پيوند دهد».

استين[22] (1975) خلاقيت را به عنوان : يك فرايندي كه منجر به ايده اي تازه شده و توسط گروه زيادي در زمانهاي مختلف، مفيد قانع كننده و تابع دفاع باشد» تعريف مي كند.

گيلفورد ( 1971) ،در مدل «ساختار عقل» خود،‌خلاقيت را متشكل از 8 بُعد اساسي زير مي داند:‌

1- حساسيت به مسئله [23]

2- سيالي[24]

3- ايده هاي نوين[25]

4- انعطاف پذيري [26]

5- هم نهادي[27]

6- تحليل گري[28]

7- پيچيدگي [29]

8- ارزشيابي[30]

به نظر او زير هركدام از اين بعدهاي اساسي چند بعد فرعي قراردارد. برپايه اين مدل گيلفورد يك مجموعه اي از آزمون براي اندازه گيري خلاقيت ساخته كه اين مجموعه شامل 13 آزمون است. 9 آزمون كلاسي و آزمون شكلي تورنس[31] (1989) خلاقيت را بطور خلاصه مركب از چهار عامل اصلي مي داند:

1- سيالي: يعني استعداد توليد ايده هاي فراوان

2- ابتكار: يعني استعداد توليد ايده هاي بديع، غيرمادي و تازه.

3- انعطاف پذيري: يعني استعداد توليد ايده هاي متنوع و يا روشهاي بسيار گوناگون.

4- بسط: يعني استعداد توجه به جزئيات.

ب) تعاریف عملیاتی

هوش هیجانی

منظور از هوش هيجاني در اين تحقيق نمره اي است كه آزمودنيها از آزمون هوش هيجاني بار-آن بدست مي آورند.

 

خلاقیت :

خلاقیت آفرینش فرآورده های پیچیده از مواد اولیه ساده می باشد که در اين پژوهش منظور از خلاقيت نمره حاصل از اجراي آزمون سنجش خلاقيت عابدي در بين آزمودنيها مي باشد.


 

 
   


پيشينه موضوع پژوهش

بعد از اين كه براي اولين بار سالووي و ماير در سالهاي 1990 تئوري مدوني به نام هوش هيجاني ارائه كردند، از آن زمان تاكنون مطالعات زيادي در مورد اين سازه در زمينه هاي مختلف صورت گرفته است. در اين جا برخي از اين مطالعات را ذكر مي كنيم.

الف : درایران.................

هوش هیجانی  و بهره هوشي

سالها بود كه IQ‌به عنوان مهمترين پيش‌بيني كننده موفقيت آتي افراد در زندگي مطرح بود و تصور براين بود كه افرادي كه داراي ميزان ضريب هوشي بالاتري باشند، نسبت به ديگران موفق تر خواهندبود. در نتيجه اين گونه تصورات حتي در مدارس نيز سعي براين بود كه آگاهي و دانش بچه‌ها را تا حد ممكن افزايش دهند و به آموزش بهاي زيادي داده مي شد. اما تحقيقات اخير نشان مي دهند كه IQ‌به تنهايي نمي تواند بيان كننده علل موفقيت افراد در سر كار يا زندگي باشد. چرا كه ما مي توانيم افرادي را ببينيم كه داراي ضريب هوشي بالايي هستند و در تحصيل موفق بوده اند اما در زندگي به عنوان يك فرد موفق مطرح نمي باشند. (پون[1]، 2002)

در ارتباط با اين كه IQ به تنهايي نمي تواند پيش بيني كننده عملكرد شغلي افراد باشد، در سال 1984 تحقيقات جي‌هانتر و آرهانتر[2] نشان داد كه در بهترين وضعيت IQ مسئول 25 درصد تغييرات مي باشد. درسال 1996 نيز استرنبرگ[3] با بررسيهاي مختلفي كه در زمينه هوش انجام داد به اين نتيجه رسيد كه IQ‌ مي تواند حداكثر 10 درصد و حداقل 4 درصد مسئول موفقيتهاي افراد باشد كه البته 10 درصد واقعي تر به نظر مي رسد. محققان زيادي نيز اظهار مي دارند كه هوش هیجانی  يك جزء لازم براي رهبري اثربخش مي باشد. يك فرد بدون هوش هیجانی  حتي اگر بهترين آموزشها را در جهان ديده باشد و داراي ذهني تحليلي و دقيق باشد و بهترين ايده ها را هم در سر داشته باشد،‌باز هم نمي تواند يك رهبر بزرگ باشد.

در حقيقت 80 درصد موفقيتهاي افراد در سركار به هوش هیجانی  وابسته است و تنها 20 درصد آن به IQ بستگي دارد و اغلب كساني كه داراي عملكرد بهتري مي باشند هوش هیجانی  بالايي دارند. اين در حالي است كه اكثر افرادي كه عملكرد پايين تري دارند به اين علت نيست كه مهارتهاي فني كمتري نسبت به ديگران دارند بلكه اكثرا اين گونه افراد مهارتهاي بين فردي كمتري دارند. ارتباطات كاري شان ضعيف است، اقتدارطلب و يا جاه طلب مي باشند يا اين كه با مديريت سطح بالا اختلاف دارند. تعجب آور نيست،‌اگر گفته شود تاثير هوش هیجانی  همزمان با بالارفتن مديران در سلسله مراتب سازماني افزايش مي يابد چرا كه اهميت ارتباطات سازماني زياد مي باشد. (جانسون[4]- 1999)

گلمن در طي تحقيقات خود به عنوان مشاور سازمانها دريافت كه در تمام سطوح سازماني  مهارت  هیجانی مهمتر از داشتن مهارتهاي فني و شناختی مي باشد. تحقيقات ديگر نشان دهنده اين است كه هوش هیجانی  نقش مهمتر و بيشتري در سطوح بالاي سازماني بازي مي كند، زماني كه گلمن اين موضوع را مورد بررسي قرارداد به اين نتيجه رسيد كه در سطوح بالاي سازماني كساني كه عملكرد بهتري نسبت به افراد متوسط دارند،‌تقريب..............................ا



[1] -Poon

[2] - J.E. Hunter & R.F.Hunter

[3] - Sternberg

[4]- jonson

..............

 

.............................

 

رشد تنظيم هيجاني

مي دانيم كه هيجان در جريان تعليم و تربيت بسيار مهم است زيرا توجه را برمي انگيزد كه باعث انگيزه يادگيري و حافظه مي گردد. هرگز هيجان را واقعا درك نكرده ايم و بنابراين نمي دانيم آنرا چگونه در مدرسه تنظيم نمائيم غير اين كه بيش از حد يا كمتر از حد آنرا بعنوان سوء رفتار معين نمائيم و بيشتر آنرا به هنرها نسبت  می دهيم يا به زنگ تفريح و فعاليتهاي فوق برنامه اي، بنابراين ما هرگز هيجان را براحتي در برنامه درسي و كلاس وارد ننموده ايم.

شكي نيست كه طريق انسجام يافتن رفتارها، هيجانها و شناختها در دهه اول رشد، كاربرد مهمي در كنش هيجاني و رواني..................

 

عوامل مؤثر در قابليت هيجاني

مهمترين عوامل موثر در قابليت هيجاني شامل خودِ[1] فرد (يا هويت من)[2] ، تمايلات اخلاقي و تاريخچة رشدي فرد مي باشد. اين عوامل موثر خود جريانهاي پيچيده اي هستند كه در بافت زمان و فرهنگ قراردارند. ريشه زماني قابليت هيجاني به احتمال قوي در تاريخچة رشد هر فرد يافت مي شود. اما اين تاريخچه نيز عميقا در بافت فرهنگي، نظام باورهاي فردي و اجتماعي و ارتباطات و تعاملاتي كه افراد در آن درگير...............



[1] - Self

[2] - Ego Identity

..............................

 

هوش هیجانی  در محيط كار

در گذشتهبه كاركنان گفته مي شد كه عواطف و احساسات خود را در خانه رها كرده و به سر كار بيايند كه كاركنان نيز اجبارا از اين رويه تبعيت مي كردند ولي اين رويه زمان زيادي به طول نيانجاميد. چرا كه انسانها در هر سازمان يا گروهي كه مشغول بوده و با انسانهاي ديگري سروكار داشته باشند،‌محتاج تعاملات عاطفي با ديگران هستند. (جانسون- 1999)[1]

احساسات و عواطف برهرچيزي..................



[1] -Gohnson

..................

 

هوش هیجانی  و تفكر انتقادي

هوش هیجانی  از دو مؤلفه 1) بينش رواني فردي و 2) استعداد فطري همدلي تشكيل شده است. مؤلفه نخست – بينش رواني فردي – در همه موقعيتها و يقينا در تمام مراحل حل مسئله، تصميم گيري و يا انجام تكاليف يادگيري شايان اهميت است( براند.1989)[1]. مؤلفه دوم- استعداد فطري همدلي- هنگامي كه به انجام وظيفه اي و يا موقعيت خاصي در رابطه با ديگران برمي گردد، ضرورت مي يابد. شكي نيست كه در چنين موقعيتي، رابطه اي متقابل ميان ما و ديگران وجود دارد. با اين وجود،‌احساس همدلي حتي در صورت عدم حضور فيزيكي ديگران مي تواند مولفه‌اي ضروري و حساس باشد. مثلا هنگامي كه ما براي كسي يا از جانب كسي مطلبي را مي نويسيم، شناخت مخاطب ها (يقينا براساس احساس همدلي نسبي) در برقراري ارتباط اثربخش عاملي ضروري است. همچنين در اغلب موضوع هاي مورد مطالعه خود، نه صرفا داستان، بلكه مقاله ها و كتابهاي اجتماعي و تاريخي، احساس همدلي مي تواند درك ما را از موضوع مورد مطالعه بهبود بخشد.

فيلسوفان و ديگر متفكران پشتيبان نظريه جدايي احساس و انديشه بوده اند. در پيدايش چنين ديدگاههايي كه جهت‌گيري خاصي دارند زبان ما نيز نقش دارد. ما مي توانيم در مورد عقايد فردي و يا احساسات، منطق و يا عواطف به گونه اي صحبت كنيم كه گويي هركدام قلمروِ مستقلي در حيطة تجارب ما هستند. عليرغم اين استقلال، جدايي اين دو قلمرو غيرممكن به نظر مي رسد: عقايد فردي ما (جهان بيني و خودشناسي ما)( بک، 1979)[2] و احساسات ما در شكل گيري عقايد جديد سهيم هستند.(جاگروبردو)[3]

جاي تاسف بسيار است كه در اغلب برنامه هاي تفكر انتقادي به «هوش هیجانی  » توجه نمي شود. واقعيت اين است كه چند سال پيش كتابي در زمينه تفكر انتقادي ديدم كه «گريز از عواطف» را به دانش آموزان تعليم داد. اين عبارت ناموزون تا مدتها در ذهنم طنين افكنده بود؛ تبليغ اين گونه افكار سبب مي شود احساسات آدمي زشت و حتي ناروا جلوه كند. اگرچه ممكن است مورد بالا نمونه اي اغراق‌آميز از رد عواطف باشد، با اين وجود، باور من اين است كه در نظر عموم مردم عواطف باعث تضعيف تفكر انتقادي مي شود. البته منكر اين واقعيت نيستم كه احساسات ما – به ويژه ناملموس ترين آنها- مي تواند تفكرات ما را خدشه‌دار كند؛‌اما تعجب من از اين است كه چگونه انسانهايي كه نمي توانند احساسات خود را مرتب كنند مي توانند از آن «اجتناب» كنند. واقعيت اين است كه بزرگترين مانع در سر ......................................



[1] -, Brand ,.

[2]- Beck

[3]- Jagger & Bordo , 1989.

....................

 

چگونگي شكل گيري هوش هيجاني

بحث‌هاي فلسفي در مورد رابطه بين تفكر و عاطفه در فرهنگ مغرب زمين به بيش از 2000 سال قبل برمي‌گردد. در اين جا ما به فعاليتهاي روانشناسي از سال 1900 ميلادي تاكنون اشاره مي نماييم. اين سالها را مي توان به پنج دوره تقسيم كرد:

1-    سالهاي 1969- 1900. دوره اي كه در آن مطالعات روان شناختي مربوط به هوش و عاطفه (هيجان) جدا و مستقل از يكديگر صورت مي گرفت.

2-    سالهاي 1989-1970 دوره اي كه طي آن روانشناسان به بررسي چگونگي تاثير عواطف و تفكر بر يكديگر مي پرداختند.

سالهاي 1993-...........................

 

روش تحقیق :

دراین تحقیق با توجه به بررسی رابطه هوش هیجانی وخلاقیت دانش آموزان متوسطه ، تحقیق حاضر از نوع همبستگی می باشد واز آنجائی که به توزیع ویژگیهای جامعه آماری نیز می پردازیم تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی نیز می باشد.

 

جامعه آماري:

جامعه آماري اين پژوهش را  کلیه دانش آموزان دوره متوسطه نظري منطقه 11 تهران كه در سال تحصيلي 85-1384 مشغول به تحصيل هستند،وتعداد آنها 3500نفر می باشد ،  تشكيل مي دهد .

 

نمونه و روش نمونه گيري:

ابتدا بیست پرسشنامه از طریق PILOT بین افراد نمونه توزیع گردید وبالاترین انحراف معیار و میانگین در آن محاسبه شد سپس با استفاده از فرمول محاسبه حجم نمونه تصادفی ساده وبا اطمینان 95%  تعداد نمونه مورد نظر 350 نفر محاسبه گردید .

 

 

ابزار جمع آوری اطلاعات :

دراین تحقیق دو پرسشنامه استاندارد در رابطه با هوش هیجانی بار-آن و خلاقیت عابدی استفاده گردید .نمونه ای  از  پرسشنامه درپیوست تحقیق آمده است .

 

الف: آزمون هوش هيجاني بار-آن (Bar – on)

اين پرسشنامه شامل 13 خرده مقياس هوش هيجاني است كه دربرگيرنده‌ي خودآگاهي عاطفي[1]- جرات[2]- استقلال[3]- حرمت نفس[4]- همدلي[5]- روابط بين فردي[6]- مسئوليت پذيري اجتماعي[7]- حل مساله[8] – واقعيت آزمايي[9]- انعطاف پذيري[10]- تحمل مشاور استرس[11]- كنترل تكانه[12]- مي باشد.

علاوه بر اين خرده مقياسها عامل ديگري به نام تسهيل كننده هاي هوش هيجاني كه دربرگيرنده ويژگيهاي عاطفي مثل خوشحالي- خوش بيني و خودشكوفايي مي باشد. در اين آزمون مورد ارزيابي قرارمي‌گيرد. (سیاروجی و همکاران به نقل از مقصودی، 1384)

در Eqi يك نمره كلي از هوش عاطفي بدست مي آيد و هركدام از خرده مقياسها هم نمره اي جداگانه به دست مي دهند. اين پرسشنامه هم چنين داراي چهار شاخص معتبر ديگري مي باشد كه بوسيله آنها مي توان پاسخ هاي تصادفي يا گمراه كننده‌ي آزمودني ها براي اينكه نتوانند تصويري مهمتر يا بدتر از آن چه كه واقعا هستند، بدست دهند، ارزيابي كرد. (سياروجي و همكاران – ترجمه نوري و نصيري- 1383- ص 3و72)

يا اجراي اين پرسشنامه يك نمره Eq كلي نمره مقياس تركيبي و پانزده خرده مقياس بدست مي‌آيد كه به نمرات استاندارد با ميانگين 100 و انحراف استاندارد 15 تبديل مي شود. (شمس‌آبادي- 1383)

ب: آزمون خلاقيت عابدي[13]

اين آزمون چهار ويژگي روانشناختي ذيل را ارزيابي مي كند:

1- سيالي فكري[14]

2- انعطاف پذيري فكري[15]

3- اصالت يا ابتكار فكري[16]

4- پيچيدگي يا وسعت و گستردگي فكري[17]

 

آزمون خلاقيت عابدي يك آزمون سه گزينه اي است كه فرم اصلي آن شامل 50 سوال بود كه ابتدا در ايران در سال 1982  بررسي يك گروه 60 نفري از دانش آموزان كلاس نهم و دهم اجرا شده است. اين آزمون مجدداً به بررسي يك گروه از دانش آموزان ايراني (150 نفر) پس از يك هفته انجام شد و ثبات آزمون – آزمون مجدد آن 85% بدست آمد. اين تست چند بار در سالهاي 1986 و 1991 مورد تجديدنظر قرارگرفت. درسال 1994 اين آزمون توسط اونيل، عابدي و اسپيل برگر معرفي شد و در سال 1996 به شكل آزمون 60 سوال تنظيم شد. در سال 1997 فرم جديد‌آن با 56 سوال تدوين شد كه در اين تحقيق از فرم مذكور استفاده شده است. (مقصودي 1383)

روش آزمون خلاقیت عابدی  

مطالعات اعتبار روايي برروي آزمون خلاقيت عابدي صورت گرفته است. ضرايب همبستگي روايي بين چهار نمره آزمون خلاقيت



[1] - Emotional- Self- awareness

[2] - Assertivness

[3] - Independent

[4] - self- regard

[5] - self- regard

[6] - Empatny

[7] - Social responsibility

[8] - Problem sovling

[9] - Reality testing

[10] - felexibity

[11] - Stress Tolerance

[12] - impulse contol

[13] -Creativity test

[14] - Fluency

[15] - Flexibilty

[16] -Originality

[17] -Elaboration

.........................

 

 

.......................................

 

دراین تحقیق پس از طی مراحل و اقدامات اولیه پرسشنامه های مربوطه بین نمونه آماری توزیع وتعداد 344 پرسشنامه قابل استفاده گردید .

دراین فصل ابتدا جداول توصیفی نمونه آماری به تفکیک ارائه شده سپس با استفاده از روشهای آماری ، میانگین وانحراف معیار هریک از فرضیه ها مورد تجزیه وتحلیل واقع گردید ودرانتها باتوجه به محاسبات انجام شده سطح معنا داری بدست آمد وبا استفاده از نتایج حاصل به بررسی هریک از فرضیه های آماری پرداخته شده است .

در اين فصل تحليل داده­­‌‌ها به منظور آزمون فرضيه‌هاي تحقيق انجام شده است. به منظور توصيف داده‌ها از ميانگين و انحراف معيار  و رسم نمودار، و به منظور تحليل استنباطي داده‌ها از روش آماراستنباطي ( آزمون همبستگي و آزمونT  مستقل) استفاده شده است.

 

 

شاخص­هاي آماري مربوط به كل آزمودني­ها در هر يك از دو ويژگي مورد آزمون (هوش هيجاني و خلاقيت) در اين تحقيق عبارتند از:

جدول(1-4) شاخص­هاي آمارتوصيفي مربوط به امتيازات (نمرات) هر يك از دو ويژگي مورد آزمون در اين تحقيق بصورت كلي و تفكيك شده بر اساس متغيرهاي كنترل (جنسيت، رشته تحصيلي و پايه  تحصيلي) عبارتند از ........................

 

منابع:

  1. آمابیل،تزرا،1989،شکوفایی خلاقیت کودکان،ترجمه حسین قاسم زاده و پروین عظیمی،1368،تهران،دنیا ی تو
  2. اسبورن،الکس،1369،پژوهش استعدادهای همگانی ابداع و خلاقیت،ترجم.........را ت ناهید.
  3. افروز،غلامعلی،1371،نوجوانان،استقلال،شخصیت و خلاقیت،مجله پیوند........هرا ن،انتشارات انجمن اولیا و مربیان
  4. 4.      اکبر زاده،نسرین،(1383 )، هوش هیجانی،دیدگاه سالووی و دیگران،تهران،انتشارات فارابی
  5. بنکداری ، نسری........رابطه هوش هیجانی و والدین با سازگاری اجتماعی فرزندان،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه تهران .

بودو،آلن،خلاقیت ......................

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت آنلاین میتوانید با سرعت و امنیت فایل اصلی و کامل این پروژه را دانلود کنید 

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه درپایان نامه دات کام : تنها , 21000 تومان

 

 

 

قیمت قبلی : 350000 ریال

قیمت جدید : 21000 تومان  |   جهت خرید محصول بر روی تصویر روبرو کلیک نمایید :

خرید آنلاین این مطلب





0 نظر
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد را وارد کنید: *